🔹یقهی جنایتکار نباید رها شود
در این ایام، خاطرهای از روزگار گذشته پیوسته در ذهنم جان میگیرد.
آن سالها، در اطراف باغهای پدرم، سگهایی پرسه میزدند ، برخی نگهبانِ باغها، برخی بیصاحب و آزاد. راهِ مدرسهمان، مسیری بود که همیشه ردپای چند سگ در آن دیده میشد. اگر قلاده به گردن داشتند، خیالی آسوده بود، چراکه قدرتشان مهار شده بود و توانِ تعرض نداشتند؛ اما اگر بیقلاده بودند، آزاد و رها، هر لحظه ممکن بود بیهشدار حمله کنند به کودکان، به خانهها، به حریمِ مردم و مالشان.
پدر و مادرم همواره هشدار میدادند:
اگر چنین حیوانی به تو حمله کرد، ترس به دل راه مده! قوی و استوار مقابلش بایست. آنگاه که قدرت را در نگاهت ببیند، خواهد ترسید و عقب خواهد نشست. اما اگر حتی اندک ضعفی از تو ببیند، با تمام خشونتش به تو هجوم خواهد آورد.
از همین روی، هرگاه از کنارشان میگذشتیم، نخست نگاه میکردیم که قلاده دارند یا نه. اگر داشتند، با خیالی آسوده به مسیر ادامه می دادیم، ولی اگر نه، قامت راست میکردیم، چوبی در دست میگرفتیم، با قاطعیت تمام از پیششان عبور میکردیم تا بیگزند به مقصد برسیم.
خاطرهای که امروز شاید بیش از هر زمان، معنای عمیقتری یافته باشد.
✍️ بانو رضایت استاد جامعه الزهراء سلام الله علیها