بسم الله
«سبقتِ مجاز»
*سنی اند!*
*به آنها کمک نکنید!*
*چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.*
گوشمان پر بود از این جارو جنجالها. غرق بودیم در خواب و خیال و دویدنهای بی پایان زندگیمان. در یدک کشیدن نام شیعه، در هپروتِ بچه مثبت و سیب زمینی بودنمان.
که مثل یک عطر مسحورکننده،
مثل پرواز عقاب تیزپا با بالهای بلند،
مثل انفجار بمب و موشک،
ناگهانی و یکباره پر گشود.
🔹شهدا همینند. ناگهان مثل یک ستاره می درخشند، نور میدهند و ظلمات دنیای تاریک ما را از بین میبرند…
🔹اسماعیل هنیه، دستهایش را طبق تقیه، یا هرچه روی هم میگذاشت ،
خیلی بهتر از من و ماها،شیعه علی بودن را میفهمید. خیلی بیشتر از شیعیانی که دستشان را در نماز روی هم نمیگذارند؛ اما در عوض در کل زندگیشان، دستشان را روی دست گذاشتهاند و نه از «قیام لله» درکی دارند،
نه از «جهاد»،
نه از «حفظ اسلام»
نه از «غده سرطانی بودن اسرائیل»..
و نه از خیلی مفاهیم ارزشی که در اسلام ناب شیعی، به آن پرداخته شده و حالا فلسطینیها، در عمل به آن از ما پیشی گرفتهاند.
حتی اگر در فرمها، جلوی مذهب، ننوشته باشند:«شیعه اثنی عشری»
البته که این سخن چیزی از ارزش شیعه و زشتی نفهمیدن حق، نمیکاهد. اما خیلی مربوط است به فراز «لایسبقنکم احد فی العمل به»، در وصیتنامه مولای شیعیان.
و او از سبقت گیرندگان بود…
✍️محـــــــــ❤️ــــنـــــا
#اسماعیل_هنیه
#فلسطین