💟 خاطره ای از یک #میثاق
🔥 شب عملیات بود. ولولهای افتاده بود.هر کسی مشغول کاری…
یکی با خدای خود نجوا میکرد…
دیگران با دوستانش شوخی وخنده..
یکی هم مشغول نوشتن وصیت نامه..
..اما آن سه نفر گوشه ای نشسته بودندو فقط به یکدیگر نگاه میکردند..گویا میخواستند یک دل سیر همدیگر را ببینند..🥺
☄️آخر فرمانده گفته بوداین عملیات بسیار مهم است و شهادت طلبانه..
🤝 آن سه نفر،سه دوست و همسایه بودند که از کودکی باهم بزرگ شده، خاطرات زیادی از مسجد محله وبازی های تو کوچه….داشتند.
✊ اما الان صحنه نبرد است و سرنوشت ساز…باید کاری کردکه دوستی های گذشته آنها را از هدف و آرمان بزرگشان باز ندارد…
🌪🔥 هدف عملیات پیشروی در دل خاک دشمن بود، به هر قیمتی باید تحقق مییافت…
💫🤝 با هم میثاق بستند که اگر هر کدامشان زخمی شدند، نفر دیگر سلاح را بردارد، به جلو برود، مشغول به عقب آوردن دوست زخمی خود نشود…
🕊🌹سرانجام آن عهد، این شد که دو نفرشان شهید و نفر سوم باقی ماند تا خاطره آن #میثاق را بازگو کند.
🌷 یکی از آنها؛
🌷شهید سید علی میربمانی
😭 وقتی انسان رفیق خوب داشته باشد ، او را تا بهشت میبرد…
🌺 شادی ارواح مطهر شهدا صلوات.