ورود/ثبت نام

سخن یک دهه هشتادی با شهید جمهور

🔰سخن دهه هشتادی با آسیدابراهیم

آسید ابراهیم می‌خواهم کمی باشما حرف بزنم.

آسید ابراهیم تو همان روز که توی مناظره‌های انتخابات توهین شنیدی و سکوت کردی، شهید شدی.

وقتی دولت را با خزانه خالی تحویل گرفتی
و نگذاشتی آب توی دل ملت تکان بخورد، شهید شدی.

آسید ابراهیم وقتی در سازمان‌ملل قرآن خدا را دست گرفتی و از مظلومین دنیا گفتی، فهمیدیم تو زمینی نیستی و شهید شدی‌.

ما با تو فهمیدیم می‌شود رئیس بود ولی خدمت جمهور را برگزید.

می‌شود مسئول بود، بر قلب‌ها.

وقتی پشت میز ریاست‌جمهوری آرام و قرار نداشتی و هر روز سر از کارخانه و خیابان و استانی سر در می‌آوردی فهمیدیم تو آمده‌ای امیرکبیر دیگری باشی برای ایران. فهمیدیم تو شهیدانه زندگی کردی و شهیدانه خواهی رفت.

آسید ابراهیم شهید چقدر شهادت به نام‌تو زیبا ترکیب می‌شود.

شهید آسید ابراهیم 🥀🕊🌷

حالا دست تو بازتر شده

حالا نه از هیئت دولت

نه از سفرهای استانی

تو حالا از کنار امام‌رضا🕌

هوای کشور امام‌رضا را خواهی داشت.. 😭🌷🕊

از مردم غزه به امام‌رضا بگو 😭🕊🕌

از بغض کارگرها… 😭🤲🌷🕊

از خون‌دل یک دنیا 😭😭😭😭

ما نسلی نبودیم که رجایی را درک کنیم. ..
ممنونیم که آمدی و نشان‌مان دادی
ریاست‌جمهور 🕊🌷🕊
یعنی فدا شدن برای جمهور 😭😭😭😭😭😭😭😭

سفرت به خیر سید
سلام ما را برسان به امام‌رضا (علیه السلام)
و بگو 😭
پسرش مهدی (عجل الله فرجه الشریف) را برسان.

#شهید_جمهور
#طلبه_شهید
#رئیسی

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا